تبليغاتX
دانشجویان رشته تاریخ دانشگاه تهران - قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس × كه نه هر کاو ورقي خواند معاني دانست

دانشجویان رشته تاریخ دانشگاه تهران

به واسطه (وبلاگ)  دكتر حضرتي ،از اساتيد محترم گروه تاريخ دانشگاه تهران ، مطلع شديم  اخيرا يكي از وبلاگ هاي متعلق به ترك زبانان خراسان با انتحال شعري در مذمت تركان به استاد ارجمند، دكتر باستاني پاريزي و اتهام ضديت ايشان با تركان ، با سوء استفاده از فضاي مجازي ،(حال چه عامدانه و از روي عناد ،و چه به سبب ناداني و ناآگاهي ) به دكتر باستاني توهين كرده و شخصيت والاي علمي و فرهنگي ايشان را ناديده گرفته است .

اين مساله و اين انتساب دروغين باعث ناراحتي و گله مندي استاد باستاني از اين افراد شده است؛  همچنين باعث ناراحتی ديگر اساتيد گروه و دانشجويان شده است.

بدون اغراق مي توان گفت ،همه ايرانياني كه به ايران زمين و تاريخ مردمان اين مرز و بوم عشق مي ورزند ،با نثر دلنشين و جذاب و بحق علمي استاد باستاني بزرگ آشنايي داشته و ايشان را دوست مي دارند و خدمات ايشان به علم تاريخ بر كسي پوشيده نيست .و چنين اتهامات سخيف و بي پايه اي ،هرگز نمي تواند خدشه اي بر  اين چهره برجسته و علمي  وارد آورد .

نه هر درخت تحمل كند جفاي خزان

غلام همه سروم كه اين قــــــدم دارد

در انتها به سهم خود و به نمايندگي از تمامي دانشجويان تاريخ دانشگاه تهران ،مي گويم : دكتر  باستاني عزيز ، دوستتان داريم و به وجود نازنينتان افتخار مي كنيم . پايدار باشيد .

 

 مطلب زیر از وبلاگ استاد گرامی دکتر حضرتی است در واکنش به توهین به مقام دکتر باستانی پاریزی:

 

" ای مصور صورت یار مرا بی ناز کش             چون به نازش می رسی بگذار من خود می کشم

 بنده که افتخار شاگردی دکتر باستانی را در مقاطع تحصیلی ارشد و دکتری داشتم، شناخت زیادی نسبت به شخصیت والا، منش بزرگوارانه و تواضع ستودنی ایشان دارم. به همان اندازه که مکتوبات استاد، شیرین، دلنشین و جذاب است، مراودات شفاهی ایشان هم با همکاران و دانشجویان و همین طور مراجعه کنندگان زیادی که از داخل و خارج از کشور به دیدار ایشان - در آن اتاق محقر گروه - می شتابند، بسیار محبت آمیز و البته همراه با فروتنی فراوان است. این ها را نوشتم تا بگویم برای من عضویت در گروهی که مزین به حضور مبارک مورخ پرآوازه ای چون استاد باستانی است، افتخاری بزرگ و مایه مباهات بسیار است.

دیروز (4/12/86) وارد گروه که شدم بعد از سلام و تبسمی با همکاران، هنوز کاملا در جای خود مستقر نشده بودم که دکتر باستانی با خنده ای بر لب رو به من فرمودند:" ها، آقای حضرتی از هم ولایتی های تان گله دارم. چرا آن تهمت ها و دروغ ها را به من نسبت داده اند؟" من که از همه جا بی خبر بودم، کمی جا خوردم. نمی دانستم چه بگویم که دکتر... به دادم رسید و فرمود:"نویسندگان وبلاگ... را می شناسی؟" عرض کردم: نه، چطور مگه؟ با توضیحات دکتر... و دیگر همکاران از ماوقع مطلع شدم. اینکه در یکی از وبلاگ های متعلق به ترکان خراسان به غلط شعری که در ذم ترک ها است، به استاد باستانی نسبت داده شده است. نویسندگان وبلاگ هم در پاسخ، هر چه فحش بلد بودند در قالب هجویات، نثار حضرت استاد نموده اند.

موضوعی که در این باره مرا بسیار متعجب نمود، ایراد اتهام ضدیت با ترکان برای استاد باستانی است. من که از سال 1371 در محضر استاد افتخار شاگردی دارم، هیچ جمله و یا عبارتی را حتی از سر مزاح و شوخی در مذمت ترکها از ایشان نشنیده ام. معروف است که استاد تعصب خاصی نسبت به زادگاه و منطقه خودشان یعنی کرمان دارند اما این تعصب هیچ گاه ایشان را به سمت نفی و کوچک شمردن دیگران سوق نداده است، چرا که معتقد بودند اثبات شیئی نفی ماعدا نمی کند.

به عنوان یکی از شاگردان آذری زبان دکتر باستانی بزرگ، شهادت می دهم که حضرت استاد بری از چنین اتهامات سخیف و نارواست و بدون تردید آنانی که به چنین اقدام زشت و ناپسندی در تخریب شخصیت ایشان دست زده اند، حتا آشنایی حداقلی هم با شخصیت و خصوصیات فردی جناب استاد ندارند و گرنه چنین خبط ناشیانه ای را مرتکب نمی شدند.

این چند سطر را نه در پاسخ به آن دوستان ناآشنا، بل برای ادای دین نسبت به انسانی والا و استادی گران مایه – که به حق دکتر وثوقی عزیز لقب "نقاش تاریخ" را به ایشان داده اند – نوشتم تا بگویم باستانی عزیز دوستت دارم. "  http://hassanhazrati.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 12:47  توسط ادیب الممالک  در موضوع اخبار دانشکده   |